ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

162

تاريخ گيلان ( فارسى )

شدند . و چون به شهر گنجه رسيدند و به دار الامارهء پاشاى گنجه نزول و حلول فرمودند . از اقتضاى قضا و زبونى طالع واژگون ، محمد امين خان به مرض آبله و زلزله بيمار گشته و بعد از مضى هفت روز ، داعى حق را لبيك اجابت گفته ، از اين سراى ملال ، به دار سرور و قرار ، ارتحال و انتقال نمود . نظم : عنقاى مغرب است در اين دير ، خرمى * خاص از براى محنت و رنج است آدمى چندانكه گرد صورت عالم برآمدم * بيچاره آمد آدم و غم خواره آدمى و خان احمد خان جسد همايونش را به آيين سنت حضرت سيد المرسلين و قانون پسنديدهء حضرات طاهرات ائمة المعصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين در گنجه مدفون ساخت و اين ابيات را در مرثيهء او انشا فرمود . رباعى : از گردش روزگار و جور افلاك * مار است دل حزين و جان غمناك خون‌ريز به جاى اشك اى ديده كه ما * گنج عجبى به گنجه كرديم به خاك و بعد از فراغ از ماتم‌دارى ، به صد گونه افغان و سوگوارى و جهان جهان حسرت و ندامت و بىقرارى ، به اتفاق حسن پاشا روانهء مملكت روم شدند . و ملازمان محمد امين خان ، با محنت و اندوه فراوان ، از پاشاى شيروان رخصت انصراف حاصل نموده ، متوجه گيلان گرديدند .